عدد 40 در علوم غریبه و عرفان
به نظر ميرسد مثلثي با سه زاويه جادو، مذهب و علم همواره تفکر بشر را در طول تاريخ شکل داده است. اکنون هم که خوب دقت ميکنيم، فردي را خرافي مييابيم، ديگري را مذهبي و آن يک را شخصي ميانگاريم که بر اساس يافتهها و مستندات علمي سخن ميگويد. گاهي نيز افراد به هر سه راس اين مثلث گرايش دارند و از هر يک بهرهاي ميبرند. از طرفي گويي اين مثلث در چرخش است و راسهاي آن جاي خود را عوض ميکنند. در طول تاريخ ديدهايم که گاه آيينهاي جادويي بسان يک باور مذهبي بودهاند و در زماني ديگر باورهاي مذهبي، به يک حقيقت علمي بدل شدهاند. براي اثبات اين گفته ميتوان اشاره کرد که در طول زمان جادوي کيمياگري به علم شيمي تبديل شده است.
اين مساله را براي اين مطرح کرديم که بگوييم علت بسياري از جشنها و از جمله آيينهاي مربوط به شب چله را ميتوان در هر سه اين موارد جستجو کرد.
براي روشنتر شدن موضوع، ناچاريم به تشريح دو مفهوم زمان مقدس و آيينهاي مقدس بپردازيم.
زمان مقدس:
بشر برخي از زمانها همچون ساعتها، روزها و دورهها را مقدس ميشمارد. اين زمانها همانهايي هستند که بشر ميانديشيده و هنوز هم ميانديشد در آنها اتفاقي الهي رخ داده است و او هماکنون وظيفه پاسداشت آن را دارد. اين اتفاقات بيشتر به مراحل آغازين آفرينش توسط خدا و يا خديان ربط داده ميشود.
به طور مثال، ما ايرانيان باور داريم که نوروز زماني است که خداوند در آن روز دست به کار خلقت دنيا زد. يا باور داشتهايم که در انتهاي شب چله يا همان شب يلدا که به معناي تولد هم هست، ايزدي به نام مهر متولد خواهد شد.
به طور مثال، مفهوم زمان مقدس در ايران باستان چنان است که ميدانيم هر ماهي و هر روزي نامي از ايزدان و امشاسپندان داشته و به همين دليل ارزشمند و قابل احترام بودند.
آيينهاي مقدس:
اغلب در زمانهاي مقدس، آيينهايي برگزار ميشده تا بتواند خاطره آن اتفاق نخستين را زنده کند و يا به نوعي بر اساس تفکرات جادويي، طبيعت مطيع شود و بنا به ميل و خواست آدميان رفتار کند. در واقع ميتوان اينگونه اظهار نظر کرد که انجام مراسم آييني در هنگامهي شادخواريها و غمخواريها از خواست دروني و آرزوي بشر حکايت ميکند.
امروزه در شب چله، ايرانيان تا ديروقت بيدار مينشينند و همنشيني ميکنند و از ميوههاي تازه و خشکشده بهره ميبرند. قابل ذکر است که يکي از رفتارهاي بشر در جشنها و آيينها، توجه به خوردنيها و خوردن با همديگر به مثابهي يک آيين است. ميتوان گفت که بسياري از جشنها بهانهاي است براي با هم خوردن و کمتر جشن و آيين باستاني را ميتوانيم نام ببريم که در آنها از خوردن و آشاميدن خبري نباشد. سفره هفتسين نوروز به تعبيري، هفت گياه روييدني خوراکي است. در شب چله هم از خوردنيها و شب چره بسيار سخن به ميان ميآيد.
آيينها با خوردن همراه هستند زيرا که خوردن از اولين نيازهاي بشر است. در داستان آفرينش، و در آن بخشي که با هبوط انسان از بهشت سرو کار داريم، پاي عمل خوردن در ميان است. واژههاي همسفره بودن و هم پياله شدن، جزيي از ادبيات عاميانه بسياري از فرهنگهاي دنياست که فلسفه عميقي دارد. همين طور، طريق پخت غذا و نوع غذايي که يک قوم مصرف ميکنند، جايگاه آنان را در ميان بقيه اقوام نشان ميدهد.
اعداد:
همانطور که اشاره شد، آيينهاي مقدس با زمانهاي مقدس سر و کار دارند و زمانهاي مقدس با اعداد. برابي پرداختن به فلسفه شب چله به بررسي برخي از اعداد ميپردازيم:
اين که چرا شب اول ديماه را به نام شب چله ميشناسيم، خود جاي تامل دارد. براي واژه شناسي “چله” ميبايستي با اهميت عدد چهل آشنايي داشته باشيم.
در کتاب “چند چهره کليدي در اساطير گاه شماري ايراني” آمده است: “اصطلاح چله در اعمال زاهدانه صوفيان براي تفکر در يک دوره چهل روزهي گوشهنشيني و روزهداري به کار برده ميشود. همچنين در آيينهاي مردمي، چله، دوره چهل روزهاي است که شخص و موجوديت او با يک وضع مهم و حساس برخورد پيدا ميکند. اين مواقع عبارتند از تولد، ازدواج يا مرگ. اين چهل روز به معناي يک دوره اغتشاش و فترت است که بعد از هر انتقال به يک مرحله تازه اتفاق ميافتد.”
ايراينان براي وفات يافتگان خود مراسم چهلم ميگيرند و تا چندي پيش، هنگامي که کودکي به دنيا ميآمد، او را تا روز چهلم در انظار ظاهر نميکردند.
در اسطورههاي ايراني و بنا به بندهش، اورمزد آسمان (اولين آفريدهاش) را در چهل روز، در آغاز روز اورمزد روز از ماه فروردين (يعني روز آغاز سال در اعتدال ربيعي) آفريد.
عدد چهل در واژه شب چله، در ارتباط با جشن سده، يکي ديگر از جشنهاي ايرانيان است. بدين معني که از شب چله تا جشن سده که در 10 بهمن ماه برگزار ميشود، 40 روز است. گويي جشن سده جشن چهلمين روز تولد خورشيد يا همان ايزد «مهر» است.
اين که چرا عدد 40 به اين اهميت دست يافته و به نوعي مقدس شده است، شايد به اين خاطر باشد که اين عدد از ضرب عدد 4 و 10به دست ميآيد. عدد 10 عدد مقدس فيثاغورسيان بوده است و خود از جمع 4عدد طبيعي نخستين به دست ميآيد: 4+3+2+1=10
عدد 10 در زبان يوناني به شکل دو خط مورب متقاطع X است. جالب است بدانيم که افلاطون عقيده داشت که خداوند، جهان را بر مبناي دو خط متقاطع (همان شکل X) آفريده است. و جالبتر خواهد بود اگر بدانيم که دانشمندان نجوم، بر روي کره زمين دو محور متصور هستند که يکي از آنها دايرهالبروج را مشخص ميکند و ديگري استواي آسماني است. استواي آسماني تصوير استواي زمين بر روي کره آسماني است. تقاطع اين دو محور همان نقاط اعتدالين هستند و به همين خاطر است که افلاطون اساس دنيا را همين دو خط متقاطع ميداند.
از طرف ديگر عدد 4 هم، عددي الهي است. در بسياري از زيانها، واژه خدا چهار حرف دارد. بهشت به چهار بخش تقسيم شده است. چهار حيوان علامت خاندان بنياسراييل هستند و چهار انجيل معتبر در مسيحيت داريم. جالب اين است که اين چهار انجيل که توسط چهار حواري مسيح شکل گرفتهاند، هر کدام به يکي از اين حيوانها منسوبند. مرقس به شير، متي به انسان، يوحنا به عقاب، لوقا به گاو. باز هم جالب است که بدانيم، تصوير ابوالهول يا همان SPHINX در تخت جمشيد، مخلوطي از اين چهار حيوان است. ما از موجودي سخن ميگوييم که سر انسان، گوش گاو، بدن شير و بال عقاب دارد. شگفت اين که کساني که با علم نجوم آشنايي دارند، ميدانند که اين هر چهار، در منازل منطقهالبروج براي خود جايي دارند.
براي درک بهتر از شب يلدا که شب تولد مهر است بايد با عدد 7نيز آشنا باشيم. زيرا درجات تشرف به آيين مهر (شب چله يا شب يلدا را شب تولد مهر ميدانند) هفت مرحله است: کلاغ، عروس(نامزد)، سرباز، شير، پارسي، پيک خورشيد، پير
عدد هفت نماد پيچيدگي و تودرتويي است. حاکي از بطن در بطن بودن خلقت، زمين، آسمان و هر آنچه که عميق، ژرف و وسيع است، ميباشد. همچنين سمبل مراتب کمال و تعالي است.
در عرفان و تصوف ايراني- اسلامي هفت شهر عشق و هفت حال صوفي را داريم.
از طرفي جالبترين ارتباط ميان عدد هفت و عدد چهل در طول دوره آبستني انسان مشخص ميشود. اين دوره در حدود 280 روز و معادل با 40*7 است. گويي براي به دنيا آمدن يک موجود انساني، انسان ديگري بايد هفت مرتبه، چلهنشيني کند.
تا اين جا متوجه شديم که هم عدد 7 و هم عدد 40در ارتباط با مراسم راز ورزانه و عرفاني هستند. و اين موضوع مطلب تقدس زمان را براي ما روشنتر ميکند. قابل ذکر است که بيشتر تقدس موضوع با رازآميز بودن آن در ارتباط است و اين رازآميزيها در اکثر مواقع با علم نجوم و ستارهشناسي در ارتباط تنگاتنگ است.
حال آمادگي اين را داريم که در رابطه با شب چله بيش تر سخن بگوييم. مراسم شب چله در هنگامي برگزار ميشود که قرار است ماه تازهاي به نام “دي” آغاز شود. واژه “دي” درحقيقت صفت خداي يگانه و بزرگ، اهورامزدا در دين زرتشت است. دي از مصدر “دا” به معني آفريدن، ساختن، بخشودن و دادن است که پسوند فاعلي “تره” گرفته و به “داتره” و در ادامه به داتار و دادار تبديل شده است.
واژه “دي” همچنان در ارتباط با “دئوه” است. دئوس يا ديائوس (خداي باستاني آرياييان) و ديو (dieu) به معني خدا در زبان فرانسه نيز با واژه “دي” بيارتباط نيستند.
اين موضوع نيز قابل تامل است که با اينکه “دي” نام هيچ يک از امشاسپندان يا ايزدان آيين زرتشتي نيست، اما در هر ماه، سه روز به نام “دي” نامگذاري شده است و نتيجه ميگيريم که “دي” از اهميتي فوقالعاده برخوردار بوده است.
در رابطه با ماه دي و آغاز زمستان، برخي نيز عقيده دارند که واژه “دي” از واژه zayan”“ اوستايي به معناي زمستان ريشه گرفته است.
ماه سي روزه زرتشتي به چهار بخش ميشده است که در آغاز نخستين بخش نام اهورامزدا و در آغاز سه بخش ديگر نام “دي”، قرار داشته است و اين چيزي شبيه به تقسيم ماه به هفته سامي است. به اين ترتيب، هر ? بخش ماه به نام خدا آغاز ميشده است: اول ماه به نام اورمزد، هشتم و پانزدهم و بيست و سوم ماه به نام دي. هر يک از اين چهار روز معرف آغاز هفتهاي تازه در ماه است و براي آن که ديها با هم اشتباه نشوند، هر يک از آنها را با نام روز بعد همراه ميکنند و بدين گونه، روز هشتم را دي به آذر، روز پانزدهم را دي به مهر و روز بيست و سوم را “دي به دين” مينامند.
به قولي، نخستين روز از ماه “دي” را به نام “خرمروز” نيز ناميدهاند. روزي که با پشت سر گذاشتن طولانيترين شب و طلوع مجددخورشيد، شايسته جشن و شادي بوده است.
با اين توضيحات، متوجه ميشويم که شب چله، آغازي بر ماهي نو است که نام آن ماه به نام خدا متبرک شده است. شايد اعتقاد بر اين بوده که، در اين هنگام از سال که با انقلاب زمستاني همراه است، کوتاهي روزها و بسياري سرما زندگي مردم و جانوران را با نگراني روبرو ميسازد و تنها خداوند ميتواند آنها را در امان نگه دارد. از سوي ديگر همه کارهاي کشاورزي و بيشتر کارهاي دامداري تعطيل است و بهترين راه براي گذراندن اين شبهاي بلند و سرد نيايش به درگاه خداوند است.
جواب اين سوال که چرا ايرانيان شب چله، بلندترين شب (ظلمانيترين زمان) سال را جشن ميگرفتند، به اين موضوع که بعد از سپري شدن اين شب، شبها کوتاهتر و روزها بلندتر ميشوند، بيارتباط نيست.
در بالا، از آيين مهر سخن به ميان آورديم، زيرا که آيين شب چله با تولد مهر بيارتباط نيست. مهرپرستي به زعم اسطوره شناسان، آييني راز ورزانه و عرفاني بوده و به همين خاطر هم با عدد هفت و هم با عدد چهل در ارتباط بوده است.
واژه “مهر” چندين معني دارد. مهر علاوه بر اينکه به عنوان يکي از ايزدان (ايزد روشنايي و عهد و پيمان) در ايران باستان پرستش ميشد، به معناي اولين فروغ و پرتوهاي خورشيد در هنگام قبل از طلوع از آن ياد شده است. همچنين ماهي به نام مهر و روزي به نام او در هر ماه وجود دارد (روز شانزدهم هر ماه).
اينکه مهر هفتمين ماه سال و شانزدهمين روز هر ماه است خود جاي تامل دارد. هفتمين ماه سال، يعني يکي به اضافه نيمي از ماههاي سال و شانزدهمين روز هر ماه، يعني يکي به اضافه نيمي از روزهاي ماه. از طرفي يکي از جشنهاي ماه دي (ديگان)، جشن روز “دي به مهر” بوده، که خود ارتباط ميان مهر و دي را نشان ميدهد. جالب اين است که جشن ديگري از نوع جشنهاي گاهنبار، به نام “ميدياريم گاه” به معناي “ميان سال يا ميانه آرامش” در ماه دي برگزار ميشد. اين جشن از روز “دي به مهر” به مدت پنج روز برگزار ميشد و يکي از اعمال آن، فراهم کردن انبار زمستان براي دامها بوده است.
حال اگر با جشنهاي باستاني ايرانيان آشنا باشيم، متوجه ميشويم که ماه دي يکي از پر جشنترين و شادترين ماهها در طول سال بوده است. و آغاز اين ماه با سپري شدن شبي صورت ميگيرد که ما آن را به نام شب چله يا شب يلدا ميشناسيم.
در واقع شب چله از لحاظ اهميت با روز نوروز و آغاز سال نو کوس برابري ميزند. براي اينکه به ابتداي بحث هم اشارهاي داشته باشيم، ذکر ميکنيم که چله شبي است که ايرانيان به عنوان زماني مقدس (چرا که ماه خدا آغاز ميشود و ايزدي در آن متولد ميشود) آن را جشن ميگرفتند و آيينهاي مقدس برگزار ميکردند. زمان اين شب با رويدادهاي علمي نجومي هم در ارتباط است.
شب چله از منظري ديگر
ايرن- آرش نورآقايي:“جهان هستي نه بر اساس اتمها، بلکه بر پايه افسانهها بنا شده است.” اگر هنوز ايرانيان در شب چله گرد يکديگر جمع ميشوند، شادخواري ميکنند و آن را گرامي ميدارند، بايد علتي داشته باشد. براي دانستن چرايي و چگونگي برگزاري آيينهاي مربوط به شب چله، ميبايستي با فلسفه وجودي جشنهايي از اين دست آشنا باشيم.
به نظر ميرسد مثلثي با سه زاويه جادو، مذهب و علم همواره تفکر بشر را در طول تاريخ شکل داده است. اکنون هم که خوب دقت ميکنيم، فردي را خرافي مييابيم، ديگري را مذهبي و آن يک را شخصي ميانگاريم که بر اساس يافتهها و مستندات علمي سخن ميگويد. گاهي نيز افراد به هر سه راس اين مثلث گرايش دارند و از هر يک بهرهاي ميبرند. از طرفي گويي اين مثلث در چرخش است و راسهاي آن جاي خود را عوض ميکنند. در طول تاريخ ديدهايم که گاه آيينهاي جادويي بسان يک باور مذهبي بودهاند و در زماني ديگر باورهاي مذهبي، به يک حقيقت علمي بدل شدهاند. براي اثبات اين گفته ميتوان اشاره کرد که در طول زمان جادوي کيمياگري به علم شيمي تبديل شده است.
اين مساله را براي اين مطرح کرديم که بگوييم علت بسياري از جشنها و از جمله آيينهاي مربوط به شب چله را ميتوان در هر سه اين موارد جستجو کرد.
براي روشنتر شدن موضوع، ناچاريم به تشريح دو مفهوم زمان مقدس و آيينهاي مقدس بپردازيم.
زمان مقدس:
بشر برخي از زمانها همچون ساعتها، روزها و دورهها را مقدس ميشمارد. اين زمانها همانهايي هستند که بشر ميانديشيده و هنوز هم ميانديشد در آنها اتفاقي الهي رخ داده است و او هماکنون وظيفه پاسداشت آن را دارد. اين اتفاقات بيشتر به مراحل آغازين آفرينش توسط خدا و يا خديان ربط داده ميشود.
به طور مثال، ما ايرانيان باور داريم که نوروز زماني است که خداوند در آن روز دست به کار خلقت دنيا زد. يا باور داشتهايم که در انتهاي شب چله يا همان شب يلدا که به معناي تولد هم هست، ايزدي به نام مهر متولد خواهد شد.
به طور مثال، مفهوم زمان مقدس در ايران باستان چنان است که ميدانيم هر ماهي و هر روزي نامي از ايزدان و امشاسپندان داشته و به همين دليل ارزشمند و قابل احترام بودند.
آيينهاي مقدس:
اغلب در زمانهاي مقدس، آيينهايي برگزار ميشده تا بتواند خاطره آن اتفاق نخستين را زنده کند و يا به نوعي بر اساس تفکرات جادويي، طبيعت مطيع شود و بنا به ميل و خواست آدميان رفتار کند. در واقع ميتوان اينگونه اظهار نظر کرد که انجام مراسم آييني در هنگامهي شادخواريها و غمخواريها از خواست دروني و آرزوي بشر حکايت ميکند.
امروزه در شب چله، ايرانيان تا ديروقت بيدار مينشينند و همنشيني ميکنند و از ميوههاي تازه و خشکشده بهره ميبرند. قابل ذکر است که يکي از رفتارهاي بشر در جشنها و آيينها، توجه به خوردنيها و خوردن با همديگر به مثابهي يک آيين است. ميتوان گفت که بسياري از جشنها بهانهاي است براي با هم خوردن و کمتر جشن و آيين باستاني را ميتوانيم نام ببريم که در آنها از خوردن و آشاميدن خبري نباشد. سفره هفتسين نوروز به تعبيري، هفت گياه روييدني خوراکي است. در شب چله هم از خوردنيها و شب چره بسيار سخن به ميان ميآيد.
آيينها با خوردن همراه هستند زيرا که خوردن از اولين نيازهاي بشر است. در داستان آفرينش، و در آن بخشي که با هبوط انسان از بهشت سرو کار داريم، پاي عمل خوردن در ميان است. واژههاي همسفره بودن و هم پياله شدن، جزيي از ادبيات عاميانه بسياري از فرهنگهاي دنياست که فلسفه عميقي دارد. همين طور، طريق پخت غذا و نوع غذايي که يک قوم مصرف ميکنند، جايگاه آنان را در ميان بقيه اقوام نشان ميدهد.
اعداد:
همانطور که اشاره شد، آيينهاي مقدس با زمانهاي مقدس سر و کار دارند و زمانهاي مقدس با اعداد. برابي پرداختن به فلسفه شب چله به بررسي برخي از اعداد ميپردازيم:
اين که چرا شب اول ديماه را به نام شب چله ميشناسيم، خود جاي تامل دارد. براي واژه شناسي “چله” ميبايستي با اهميت عدد چهل آشنايي داشته باشيم.
در کتاب “چند چهره کليدي در اساطير گاه شماري ايراني” آمده است: “اصطلاح چله در اعمال زاهدانه صوفيان براي تفکر در يک دوره چهل روزهي گوشهنشيني و روزهداري به کار برده ميشود. همچنين در آيينهاي مردمي، چله، دوره چهل روزهاي است که شخص و موجوديت او با يک وضع مهم و حساس برخورد پيدا ميکند. اين مواقع عبارتند از تولد، ازدواج يا مرگ. اين چهل روز به معناي يک دوره اغتشاش و فترت است که بعد از هر انتقال به يک مرحله تازه اتفاق ميافتد.”
ايراينان براي وفات يافتگان خود مراسم چهلم ميگيرند و تا چندي پيش، هنگامي که کودکي به دنيا ميآمد، او را تا روز چهلم در انظار ظاهر نميکردند.
در اسطورههاي ايراني و بنا به بندهش، اورمزد آسمان (اولين آفريدهاش) را در چهل روز، در آغاز روز اورمزد روز از ماه فروردين (يعني روز آغاز سال در اعتدال ربيعي) آفريد.
عدد چهل در واژه شب چله، در ارتباط با جشن سده، يکي ديگر از جشنهاي ايرانيان است. بدين معني که از شب چله تا جشن سده که در 10 بهمن ماه برگزار ميشود، 40 روز است. گويي جشن سده جشن چهلمين روز تولد خورشيد يا همان ايزد «مهر» است.
اين که چرا عدد 40 به اين اهميت دست يافته و به نوعي مقدس شده است، شايد به اين خاطر باشد که اين عدد از ضرب عدد 4 و 10به دست ميآيد. عدد 10 عدد مقدس فيثاغورسيان بوده است و خود از جمع 4عدد طبيعي نخستين به دست ميآيد: 4+3+2+1=10
عدد 10 در زبان يوناني به شکل دو خط مورب متقاطع X است. جالب است بدانيم که افلاطون عقيده داشت که خداوند، جهان را بر مبناي دو خط متقاطع (همان شکل X) آفريده است. و جالبتر خواهد بود اگر بدانيم که دانشمندان نجوم، بر روي کره زمين دو محور متصور هستند که يکي از آنها دايرهالبروج را مشخص ميکند و ديگري استواي آسماني است. استواي آسماني تصوير استواي زمين بر روي کره آسماني است. تقاطع اين دو محور همان نقاط اعتدالين هستند و به همين خاطر است که افلاطون اساس دنيا را همين دو خط متقاطع ميداند.
از طرف ديگر عدد 4 هم، عددي الهي است. در بسياري از زيانها، واژه خدا چهار حرف دارد. بهشت به چهار بخش تقسيم شده است. چهار حيوان علامت خاندان بنياسراييل هستند و چهار انجيل معتبر در مسيحيت داريم. جالب اين است که اين چهار انجيل که توسط چهار حواري مسيح شکل گرفتهاند، هر کدام به يکي از اين حيوانها منسوبند. مرقس به شير، متي به انسان، يوحنا به عقاب، لوقا به گاو. باز هم جالب است که بدانيم، تصوير ابوالهول يا همان SPHINX در تخت جمشيد، مخلوطي از اين چهار حيوان است. ما از موجودي سخن ميگوييم که سر انسان، گوش گاو، بدن شير و بال عقاب دارد. شگفت اين که کساني که با علم نجوم آشنايي دارند، ميدانند که اين هر چهار، در منازل منطقهالبروج براي خود جايي دارند.
براي درک بهتر از شب يلدا که شب تولد مهر است بايد با عدد 7نيز آشنا باشيم. زيرا درجات تشرف به آيين مهر (شب چله يا شب يلدا را شب تولد مهر ميدانند) هفت مرحله است: کلاغ، عروس(نامزد)، سرباز، شير، پارسي، پيک خورشيد، پير
عدد هفت نماد پيچيدگي و تودرتويي است. حاکي از بطن در بطن بودن خلقت، زمين، آسمان و هر آنچه که عميق، ژرف و وسيع است، ميباشد. همچنين سمبل مراتب کمال و تعالي است.
در عرفان و تصوف ايراني- اسلامي هفت شهر عشق و هفت حال صوفي را داريم.
از طرفي جالبترين ارتباط ميان عدد هفت و عدد چهل در طول دوره آبستني انسان مشخص ميشود. اين دوره در حدود 280 روز و معادل با 40*7 است. گويي براي به دنيا آمدن يک موجود انساني، انسان ديگري بايد هفت مرتبه، چلهنشيني کند.
تا اين جا متوجه شديم که هم عدد 7 و هم عدد 40در ارتباط با مراسم راز ورزانه و عرفاني هستند. و اين موضوع مطلب تقدس زمان را براي ما روشنتر ميکند. قابل ذکر است که بيشتر تقدس موضوع با رازآميز بودن آن در ارتباط است و اين رازآميزيها در اکثر مواقع با علم نجوم و ستارهشناسي در ارتباط تنگاتنگ است.
حال آمادگي اين را داريم که در رابطه با شب چله بيش تر سخن بگوييم. مراسم شب چله در هنگامي برگزار ميشود که قرار است ماه تازهاي به نام “دي” آغاز شود. واژه “دي” درحقيقت صفت خداي يگانه و بزرگ، اهورامزدا در دين زرتشت است. دي از مصدر “دا” به معني آفريدن، ساختن، بخشودن و دادن است که پسوند فاعلي “تره” گرفته و به “داتره” و در ادامه به داتار و دادار تبديل شده است.
واژه “دي” همچنان در ارتباط با “دئوه” است. دئوس يا ديائوس (خداي باستاني آرياييان) و ديو (dieu) به معني خدا در زبان فرانسه نيز با واژه “دي” بيارتباط نيستند.
اين موضوع نيز قابل تامل است که با اينکه “دي” نام هيچ يک از امشاسپندان يا ايزدان آيين زرتشتي نيست، اما در هر ماه، سه روز به نام “دي” نامگذاري شده است و نتيجه ميگيريم که “دي” از اهميتي فوقالعاده برخوردار بوده است.
در رابطه با ماه دي و آغاز زمستان، برخي نيز عقيده دارند که واژه “دي” از واژه zayan”“ اوستايي به معناي زمستان ريشه گرفته است.
ماه سي روزه زرتشتي به چهار بخش ميشده است که در آغاز نخستين بخش نام اهورامزدا و در آغاز سه بخش ديگر نام “دي”، قرار داشته است و اين چيزي شبيه به تقسيم ماه به هفته سامي است. به اين ترتيب، هر ? بخش ماه به نام خدا آغاز ميشده است: اول ماه به نام اورمزد، هشتم و پانزدهم و بيست و سوم ماه به نام دي. هر يک از اين چهار روز معرف آغاز هفتهاي تازه در ماه است و براي آن که ديها با هم اشتباه نشوند، هر يک از آنها را با نام روز بعد همراه ميکنند و بدين گونه، روز هشتم را دي به آذر، روز پانزدهم را دي به مهر و روز بيست و سوم را “دي به دين” مينامند.
به قولي، نخستين روز از ماه “دي” را به نام “خرمروز” نيز ناميدهاند. روزي که با پشت سر گذاشتن طولانيترين شب و طلوع مجددخورشيد، شايسته جشن و شادي بوده است.
با اين توضيحات، متوجه ميشويم که شب چله، آغازي بر ماهي نو است که نام آن ماه به نام خدا متبرک شده است. شايد اعتقاد بر اين بوده که، در اين هنگام از سال که با انقلاب زمستاني همراه است، کوتاهي روزها و بسياري سرما زندگي مردم و جانوران را با نگراني روبرو ميسازد و تنها خداوند ميتواند آنها را در امان نگه دارد. از سوي ديگر همه کارهاي کشاورزي و بيشتر کارهاي دامداري تعطيل است و بهترين راه براي گذراندن اين شبهاي بلند و سرد نيايش به درگاه خداوند است.
جواب اين سوال که چرا ايرانيان شب چله، بلندترين شب (ظلمانيترين زمان) سال را جشن ميگرفتند، به اين موضوع که بعد از سپري شدن اين شب، شبها کوتاهتر و روزها بلندتر ميشوند، بيارتباط نيست.
در بالا، از آيين مهر سخن به ميان آورديم، زيرا که آيين شب چله با تولد مهر بيارتباط نيست. مهرپرستي به زعم اسطوره شناسان، آييني راز ورزانه و عرفاني بوده و به همين خاطر هم با عدد هفت و هم با عدد چهل در ارتباط بوده است.
واژه “مهر” چندين معني دارد. مهر علاوه بر اينکه به عنوان يکي از ايزدان (ايزد روشنايي و عهد و پيمان) در ايران باستان پرستش ميشد، به معناي اولين فروغ و پرتوهاي خورشيد در هنگام قبل از طلوع از آن ياد شده است. همچنين ماهي به نام مهر و روزي به نام او در هر ماه وجود دارد (روز شانزدهم هر ماه).
اينکه مهر هفتمين ماه سال و شانزدهمين روز هر ماه است خود جاي تامل دارد. هفتمين ماه سال، يعني يکي به اضافه نيمي از ماههاي سال و شانزدهمين روز هر ماه، يعني يکي به اضافه نيمي از روزهاي ماه. از طرفي يکي از جشنهاي ماه دي (ديگان)، جشن روز “دي به مهر” بوده، که خود ارتباط ميان مهر و دي را نشان ميدهد. جالب اين است که جشن ديگري از نوع جشنهاي گاهنبار، به نام “ميدياريم گاه” به معناي “ميان سال يا ميانه آرامش” در ماه دي برگزار ميشد. اين جشن از روز “دي به مهر” به مدت پنج روز برگزار ميشد و يکي از اعمال آن، فراهم کردن انبار زمستان براي دامها بوده است.
حال اگر با جشنهاي باستاني ايرانيان آشنا باشيم، متوجه ميشويم که ماه دي يکي از پر جشنترين و شادترين ماهها در طول سال بوده است. و آغاز اين ماه با سپري شدن شبي صورت ميگيرد که ما آن را به نام شب چله يا شب يلدا ميشناسيم.
در واقع شب چله از لحاظ اهميت با روز نوروز و آغاز سال نو کوس برابري ميزند. براي اينکه به ابتداي بحث هم اشارهاي داشته باشيم، ذکر ميکنيم که چله شبي است که ايرانيان به عنوان زماني مقدس (چرا که ماه خدا آغاز ميشود و ايزدي در آن متولد ميشود) آن را جشن ميگرفتند و آيينهاي مقدس برگزار ميکردند. زمان اين شب با رويدادهاي علمي نجومي هم در ارتباط است.
آرش نورآقايي
منابع:
1- نمونههاي نخستين انسان و نخستين شهريار در تاريخ افسانهاي ايران، از آرتورکريستينسن، ترجمه و تحقيق ژاله آموزگار و احمد تفضلي، تهران، نشر چشمه، 1377
2- چند چهره کليدي در اساطير گاهشماري ايراني، اناکراسنوولسکا، ژاله متحدين، نشرورجاوند، بهار 82
3- مقاله “اعداد و نمود آنها در اشکال و اسطورهها”، آرش نورآقايي
4- از نوروز تا نوروز، کورش نيکنام، تهران، فروهر، 1382
عکاس :عباس جعفري